تقابل تمدن وتجدد پارت چهارم
همانطور که گفتیم مشکل ما پیشرفت تکنولوژی و دیجیتال نیست
بلکه باید روابط انسان با ماشین های ساخت شده تنظیم و تعریف شود
به عنوان مثال
هوش مصنوعی نه تنها سرعت پردازش اطلاعات را افزایش داده است، بلکه روشهای نوینی برای تجزیه و تحلیل دادهها فراهم کرده که باعث میشود انسانها بتوانند الگوهای جدیدی را در دنیای اطراف خود شناسایی کنند.
اما این پیشرفتها باعث بروز پرسشهای عمیقی درباره جایگاه انسان و آینده بشر در دنیای هوش مصنوعی شدهاند. آیا هوش مصنوعی میتواند به جای انسان فکر کند؟ آیا تصمیمات مهم اجتماعی و اقتصادی باید توسط الگوریتمها اتخاذ شود؟ این سؤالات، در کنار دغدغههای اخلاقی و فلسفی، انسان معاصر را در موقعیتی قرار داده است که مجبور به بازنگری در مفاهیم قدیمی چون انسانیت، آزادی و اختیار است.
در دنیای هوش مصنوعی دیدگاه های انسان محور در حال تغییر است این فناوریها باعث می شود که انسان ها در مقام برتر فرمانروایی جهان وطبیعت قرار نگیرد
و حتی در مواقعی سؤالات جدی درباره ماهیت وجودی خود مطرح شود. اینکه آیا ماشینها روزی به سطحی از آگاهی دست خواهند یافت که انسانها نمیتوانند تصور کنند، موضوعی است که بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان به آن پرداختهاند. این پرسشها به سرعت مرزهای باورهای قدیمی را مخدوش کرده و انسان را به سمت بازتعریف مفاهیم سنتی سوق داده است.
اگر دنیای مجازی بی ضابطه پیش رود
روابط انسانی را دگرگون خواهد کرد هم اکنون نیز تماس های چهره به چهره جای خود را به پیام ها ولایک ها داده در نتیجه احساس تعلق.همدلی درک متقابل کاهش یافته است
انسانها بهظاهر بیش از همیشه در ارتباطاند، اما در واقع از هم دورتر شدهاند. این پدیده نوعی «تنهایی متصل» پدید آورده است؛ وضعیتی که در آن افراد در عین اتصال دائمی، احساس انزوا و بیمعنایی میکنند
حالا سئوال این است که حوزه های علمیه .عالمان دینی . فیلسوفان اساتید جامعه شناسی با این پدیده چقدر آشنا هستند
آیا پیشرفت دیجیتال را رصد می کنند ؟
برنامه برای مقابله اصولی زیان های این پدیده دارند؟
آیا میشود حفظ دین را به مردم جامعه ای که مجروح حملات فرهنگی هستندمثل گذشته تحت عنوان امری به معروف و نهی از منکر واگذار کرد؟
یا باقاچاق تلقی کردن ماهواره و فیلترینگ که شکست آن کاملا ثابت شده به مقابله با این تهاجم رفت؟
ادامه دارد



